به گزارش نوای صنعت، سلامت اقتصادی نه با سکوت و ساختارهای ظاهری، بلکه با مدیریت پاسخگو، نظارت اثربخش و حساسیت مستمر نسبت به کوچکترین نشانههای فساد حفظ میشود.
در نظامی که بر عدالت و ارزشهای دینی بنا شده، مردم انتظار دارند این ارزشها را فقط در شعار نبینند، بلکه در شیوه اداره امور، انتصاب مدیران و صیانت از حقوق عمومی هم لمس کنند، به همین دلیل سلامت اقتصادی و مقابله با فساد برای آنان یک مطالبه صرفاً اداری نیست، بخشی از معنای عدالت است و یکی از معیارهای اعتماد به نظام حکمرانی است، تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری بر ضرورت مبارزه با فساد نیز این انتظار را جدیتر کرده و مسئولیت دستگاههای قضایی و نظارتی را برای پیشگیری، شناسایی و برخورد با انحرافات اقتصادی سنگینتر میکند یا این حال واقعیت شرکتها و بنگاههای اقتصادی با این انتظار فاصله دارد، بر اساس اخبار و گزارشهای رسمی و غیررسمی میزان انحرافات اقتصادی در کشور کم نیست و نکته نگرانکنندهتر اینجاست که تکرار این اخبار، بخشی از جامعه را به یأس و بیحسی رسانده است.
این در حالی است که خطر اصلی خودِ فساد نیست بلکه عادیشدن آن در نگاه عمومی است؛
وقتی خبر زدوبند، رابطهسالاری و سوءاستفاده از موقعیت سازمانی دیگر حساسیتی برنینگیزد و بهجای مطالبه پاسخگویی با سکوت روبهرو شود، باید منتظر فرسایش تدریجی اعتماد عمومی بود؛ برای جلوگیری از چنین فرسایشی، نخستین خط دفاعی در درون خودِ بنگاههای اقتصادی قرار دارد، بهویژه در شرکتهای دولتی و مجموعههایی که از سرمایه و منافع عمومی برخوردارند! اینجا با نوعی خودکنترلی روبهرو هستیم؛ «خودکنترلی که در واقع برگردان فارسی عبارت”تقوا” است» یعنی سازمانها پیش از هر نهاد بیرونی، باید ابتدا خودشان در مقابل فساد بایستند، مدیرعامل، هیئتمدیره و واحدهایی مانند حراست، بازرسی و حسابرسی داخلی، مانند گلبولهای سفید بدن هر یک سهمی در حفظ سلامت سازمان دارند؛ گاه در پیشگیری از تخلف، گاه در شناسایی آن و گاه در اصلاح انحراف، بنابراین اگر در مجموعهای که همه این ارکان را دارد، ابهام یا تخلفی مطرح شود نخستین پرسش این است که مسئولان این بخشها کجا بودهاند؟ آیا مسئولیت خود را میدانند؟ و اگر میدانند، توان انجامش را دارند؟ یک شرکت سالم باید پیش از ورود نهادهای نظارتی بیرونی، خود آسیبهای درونی خود را شناسایی و اصلاح کند بعبارت دیگر یک شرکت سالم یک شرکت “باتقوا” است، و تنها زمانی که این سازوکارها ناکارآمد باشد نوبت نهادهای نظارتی بیرونی و بالادستی میرسد تا موضوع را مستقلا بررسی کنند، از انجا که “مشت نمونه خروار است” اخیرا گزارش هایی درباره یکی از شرکتهای زیرمجموعه صنایع شیر ایران، یعنی مجموعه پگاه، در رسانهها منتشر شده و ادعاهایی را درباره عملکرد و سوابق تاریک یکی از مدیران این شرکت مطرح کرده است، این ادعاها به انحرافات و تخلفات در فرایند انجام معاملات، جذب و بهکارگیری نیروهای سفارشی و اقوام مساله دار و رفتارهای خارج از شئون اداری یک شخص پرداخته، البته طبیعی است که تا پیش از بررسی مراجع ذیصلاح، این موارد فقط ادعا هستند و باید راستیآزمایی شوند، اما پرسش مهمتر این است: واکنش جامعه به این خبر چه بوده و خود مجموعه چه واکنشی نشان داده است؟ آیا کسی پرسیده؟ مطالبهای شده؟ بازخواستی انجام شده؟ خودکنترلی و تقوای سازمانی که از آن سخن گفتیم کجاست؟ و آیا جامعه در برابر چنین خبرهایی دچار بیتفاوتی نشده است؟ البته موضوع فقط یک شرکت یا چند گزارش رسانهای نیست، آنچه در میان است، اعتبار نظام نظارت و پاسخگویی در مجموعههایی است که اداره سرمایه و منافع عمومی را بر عهده دارند، از این منظر مدیران نمیتوانند مسئولیت سلامت سازمان را فقط به واحدهای نظارتی بسپارند و نهادهای بالادستی هم نباید منتظر بمانند تا ابهامها به بحرانی گسترده تبدیل شود، لذا *انتظار جامعه روشن است: هر گزارش باید بررسی شود، هر ابهام پاسخ روشنی بگیرد و هر تخلفی که مستند احراز شد، با اقدام متناسب مواجه شود. چرا که سلامت اقتصادی نه با سکوت و ساختارهای ظاهری، بلکه با مدیریت پاسخگو، نظارت اثربخش و حساسیت مستمر نسبت به کوچکترین نشانههای فساد حفظ میشود.