گروه تحلیل”نوای صنعت” بررسی کرد؛ یکی از چالشهای اساسی شرکتهای فناور و دانشبنیان در ایران مضاف بر محدودیت منابع مالی ، دشواری ورود به بازار، دسترسی به مشتریان بزرگ، آزمودن محصولات در شرایط واقعی و عملیاتی و همچنین تبدیل قابلیت فنی به فروش پایدار است. بسیاری از شرکتهای فناور ممکن است محصولی قابلقبول تولید کنند، اما برای اثبات عملکرد آن در مقیاس صنعتی، جلب اعتماد مشتریان بزرگ و ورود به زنجیره تأمین صنایع با موانع متعددی روبهرو شوند. در این شرایط، ارزش یک صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی Corporate Venture Capital یا (CVC) میتواند فراتر از تأمین مالی تعریف شود. چنین صندوقی، در صورت برخورداری از ارتباط عملیاتی مؤثر با شرکت مادر، قادر است بخشی از فاصله میان توسعه فناوری و تجاریسازی آن را کاهش دهد.
در این میان، صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر فولاد مبارکه (MSTID) را می توان نمونهای قابلبررسی و موفق از پیوند سرمایهگذاری خطرپذیر با یک بنگاه بزرگ صنعتی دانست بگونه ای که ارتباط شرکت های نوپا و فناور با فولاد مبارکه بصورت بالقوه میتواند امکان شناخت مسائل واقعی صنعت، آزمون فناوری، تعامل با متخصصان صنعتی و دسترسی به مشتریان سازمانی را برای شرکتهای سرمایهپذیر فراهم کند. بنابراین، مزیت بالقوه MSTID را نمیتوان صرفاً در منابع مالی اختصاصیافته به شرکتها جستوجو کرد؛ بخش مهمی از این مزیت به ظرفیت اتصال شرکتهای فناور به محیط واقعی صنعت مربوط میشود.
در یک سرمایهگذاری خطرپذیر متعارف (VC)، سرمایهگذار، منابع مالی، مشاوره و شبکه ارتباطی خود را در اختیار شرکت نوپا قرار میدهد اما در یک CVC صنعتی، امکان دسترسی به زیرساختهای عملیاتی، دانش تخصصی و مشتریان بالقوه شرکت مادر نیز میتواند به این مجموعه افزوده شود. این تفاوت از سه مسیر اصلی ارزش اقتصادی ایجاد میکند:
نخست، کاهش فاصله میان توسعه محصول و اعتبارسنجی صنعتی است. یک فناوری ممکن است در محیط آزمایشگاهی عملکرد مناسبی داشته باشد، اما در شرایط واقعی تولید با محدودیتهایی مانند دمای بالا، گردوغبار، ارتعاش، الزامات ایمنی و پیچیدگی اتصال به تجهیزات موجود مواجه شود. امکان آزمودن محصول در محیط صنعتی ( TRL های بالا) میتواند به شناسایی زودهنگام این محدودیتها و بهبود محصول کمک کند. بسیاری از شرکت های دانش بنیان به دلیل عدم وجود تجهیزات عملیاتی پس از تولید پایلوت امکان راستی آزمایی و ارایه محصول یا خدماتی برای تولید یک یا چند شیفت محصول در مجموعه های صنعتی را ندارند.
دوم، کاهش موانع ورود به بازاراست. دسترسی به یک مشتری صنعتی بزرگ میتواند به شرکت فناور امکان دهد عملکرد محصول خود را در یک پروژه واقعی اثبات کند. در صورت موفقیت، این تجربه میتواند به ایجاد سابقه تجاری، افزایش اعتماد سایر مشتریان و تسهیل توسعه بازار منجر شود.
سوم عامل نیز ایجاد ارتباط میان نیاز صنعتی و عرضه فناوری است. شرکت مادر میتواند مسائل واقعی تولید و بهرهبرداری را شناسایی کند و در اختیار صندوق قرار دهد تا فرصتهای سرمایهگذاری با نیازهای مشخص بازار تطبیق داده شوند. این سازوکار میتواند احتمال سرمایهگذاری در محصولاتی را کاهش دهد که از نظر فنی جذاباند، اما مشتری مشخص یا مسئله اقتصادی روشنی ندارند بعبارتی با این رویکرد امکان برگزاری رویداد های فناوری معکوس بصورت هدفمند نیز فراهم خواهد شد. بااینحال، تحقق این منافع به وجود ارتباط سازمانی محدود نمیشود؛ دسترسی واقعی به محیط صنعتی، همکاری واحدهای عملیاتی و امکان تبدیل پایلوت به خرید تجاری از شروط اساسی آن است.
بررسی اطلاعات منتشرشده از سوی MSTID نشان میدهد که فعالیت این مجموعه صرفاً به اعلام سرمایهگذاری مالی محدود نمانده و دستکم برخی برنامههای آن با هدف اتصال شرکتهای پرتفوی به نیازهای صنعتی شرکت مادر طراحی شدهاند.
یکی از نمونهها، برنامه «پورتفو تکنوتور» است. طبق توضیحات منتشرشده از سوی صندوق، در یکی از دورههای این برنامه، مدیران و کارشناسان مجموعههایی از گروه فولاد مبارکه و شرکتهای مرتبط با زنجیره معدن و فولاد با شرکتهای پرتفوی ملاقات کردند؛ شرکتهای فناور توانمندیهای خود را ارائه دادند و جلسات تخصصی تجاری نیز برگزار شد. در همان گزارش، بازدید از پروژههای اجراشده و پایلوتهای شرکتهای سرمایهپذیر نیز مطرح شده است. این برنامه را میتوان نمونهای از تلاش برای تبدیل ارتباط سازمانی به ارتباط تجاری و فنی دانست.
نمونه دیگر، معرفی شرکت «هوشیار صنعت اسپادانا» از سوی MSTID است. صندوق در معرفی این شرکت اعلام کرده که این مجموعه با بومیسازی انواع انکودر برای بخشهای مختلف فولاد مبارکه، در زمینه تجهیزات و اتوماسیون صنعتی فعالیت داشته است. این نمونه، در صورت تأیید با اسناد خرید و بهرهبرداری، میتواند نشان دهد که ارتباط میان سرمایهگذاری و نیاز عملیاتی صنعت چگونه میتواند به توسعه محصول و ایجاد سابقه صنعتی برای یک شرکت فناور کمک کند. همچنین، در اطلاعرسانیهای صندوق درباره بررسی فناوریهای مرتبط با فرایندهای فولادسازی، از جلسات مشترک مدیران و کارشناسان MSTID و واحدهای تخصصی فولاد مبارکه نام برده شده است. چنین تعاملاتی از منظر مدل CVC اهمیت دارد؛ زیرا میتواند پیوند میان ارزیابی فناوری و نیازهای واقعی بهرهبرداری را تقویت کند.
این نمونهها شواهدی از وجود سازوکارهای ارتباط با صنعت هستند، نه بهتنهایی اثباتی جامع از موفقیت اقتصادی صندوق. ارزش تحلیلی آنها در این است که نشان میدهند مسیر بالقوه خلق ارزش را میتوان به فعالیتها و پروژههای مشخص متصل کرد.