به گزارش نوای صنعت، در شرایطی که کشور با جنگ، تحریم و فشارهای کمسابقه اقتصادی مواجه است، ارزیابی عملکرد دستگاههای اقتصادی باید با توجه به واقعیتهای همین شرایط انجام شود؛ نه با معیارهای یک اقتصاد عادی و بدون بحران.
از این منظر، به نظرم مسیر و رویکردی که وزارت صنعت، معدن و تجارت در دوره اخیر دنبال کرده، قابل توجه و قابل دفاع است.
در چنین شرایطی، حفظ جریان تولید، تأمین مواد اولیه، جلوگیری از اختلال در زنجیره تأمین و بازگرداندن واحدهای تولیدی به چرخه فعالیت، فقط یک اقدام اقتصادی نیست؛ بخشی از راهبرد تابآوری اقتصادی کشور است.
وزارت صمت در ماههای اخیر، همزمان چند مأموریت دشوار را دنبال کرده است: از احیای واحدهای راکد و حمایت از واحدهای در معرض توقف گرفته تا تأمین مواد اولیه، حفظ اشتغال و پیگیری بازسازی واحدهای صنعتی آسیبدیده از جنگ. بر اساس اعلام وزارتخانه، حدود ۱۹۰۰ واحد صنعتی راکد فعال شده و برای واحدهای آسیبدیده نیز سازوکارهای بازسازی و حمایت در نظر گرفته شده است.
اما شاید مهمتر از این آمارها، چیزی باشد که مردم در زندگی روزمره خود میبینند.
در شرایط جنگی، پر بودن قفسه فروشگاهها، استمرار تولید کارخانهها و برقرار ماندن جریان توزیع اتفاقات سادهای نیستند. اینها خروجی یک زنجیره بزرگ از تصمیمگیری، تولید، تأمین، واردات، توزیع و همکاری بخش خصوصی هستند. وزیر صمت نیز در ابتدای جنگ بر رصد مستمر تأمین کالاهای اساسی و جلوگیری از ایجاد کمبود در بازار تأکید کرده بود.
البته این به معنای نبود مشکل نیست. اقتصاد ایران همچنان با ناترازی انرژی، محدودیت منابع، مشکلات تأمین مالی، فشارهای ارزی و چالشهای متعدد تولیدکنندگان مواجه است و اتفاقاً باید همین نقاط ضعف را جدیتر اصلاح کرد.
اما انصاف در ارزیابی مدیریت اقتصادی یعنی شرایط را هم در محاسبات وارد کنیم.
در یک اقتصاد تحت فشار جنگ و تحریم، اینکه تولید متوقف نشود، زنجیرههای تأمین از هم نپاشد و مردم با کمبود گسترده کالاهای ضروری مواجه نشوند، یک شاخص مهم از تابآوری است.
به نظرم حرکت فعلی وزارت صمت، بهویژه تأکید بر تولید، احیای واحدها، حفظ زنجیره تأمین و بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده، باید ادامه پیدا کند و حتی عمیقتر شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به وزارتخانهای نیاز داریم که فقط «تنظیم بازار» نکند؛ بلکه زنجیره تولید تا مصرف را ببیند و از تولیدکننده تا قفسه فروشگاه، تصویر واحدی از اقتصاد داشته باشد.
در روزهای سخت، گاهی بزرگترین موفقیت اقتصادی این نیست که همهچیز عالی باشد؛
این است که با وجود همه فشارها، چرخ تولید بچرخد، زنجیره تأمین پابرجا بماند و زندگی مردم تا حد ممکن از شوکهای بیرونی مصون بماند.