00:15

1404/09/26

پایگاه خبری تخصصی صنایع، معادن و فولاد کشور

گره رابطه چین و آمریکا چطور باز شد؟

یک نگاه متفاوت به قدرت معدنی ایران‌

سیدمجتبی تقوی نژاد، نایب رئیس هیئت مدیره و رئیس کمیسیون معاملات شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین، در یادداشتی با عنوان «یک نگاه متفاوت به قدرت معدنی ایران»، به طور قاطع تأکید می‌کند: ایران با در اختیار داشتن ذخایر عظیم کانسار‌های غنی و پشتوانه‌ی قوی علمی از سوی جامعه دانشگاهی، ظرفیت‌های بی‌بدیلی در اختیار دارد. از دیدگاه او، ورود کشور به چرخه‌ی تولید «عناصر نادر خاکی»، گام بلندی برای جهش بخش معدن و تحقق اهداف کلان آن خواهد بود.

به گزارش نوای صنعت، تقوی‌نژاد معتقد است که ایران با حضور در این عرصه، علاوه بر افزایش چشمگیر درآمدهای ارزی، یک برگ برنده‌ی جدید برای حضور در معادلات بین‌المللی پیدا می‌کند. این رویکرد، درک تازه‌ای از مفهوم قدرت نرم به کشور می‌بخشد و جایگاه ایران را در نظم نوین جهانی بازتعریف خواهد کرد. لذا، بخش معدن دیگر صرفاً یک میدان اقتصادی ساده نیست، بلکه یک حوزه‌ی استراتژیک برای دستیابی به مرزهای دانش، فناوری و ارتقاء سطوح رفاه ملی به شمار می‌رود. به این ترتیب، پتانسیل معدنی کشور نه تنها موتور محرکه‌ی رشد اقتصادی، بلکه نیروی اصلی قدرت‌یابی ایران در افق ۲۰۵۰ خواهد بود.

در متن کامل یادداشت آمده است:

جهان در حال دگردیسی است؛ اما ابعاد این تحول چیست؟ در ۹ اکتبر سال جاری، چین با یک اقدام جسورانه، ناقوس خطر را برای کل صنعت جهانی به صدا درآورد. دنیا در شوک محدودیت‌های جدید صادرات فلزات کمیاب خاکی از سوی پکن فرو رفت. پژوهش اخیر گلدمن ساکس نشان می‌دهد که این تصمیم چین، ضربه‌ای معادل ۱۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی وارد کرده است.

هرچند در نهایت در یکم نوامبر، بخشی از این تنش با توافقی موقت کاهش یافت و گره‌ای از روابط چین و آمریکا باز شد، اما گزارش گلدمن ساکس بر خطرات مهارناپذیر تسلط چین در حوزه‌ی معدن و فرآوری فلزات نادر اصرار می‌ورزد. این مؤسسه، با هشدار نسبت به پیامدهای سلطه‌ی چین در این بخش، ریسکی فزاینده را متوجه زنجیره‌های تأمین جهانی دانسته و چالش‌های بزرگی را برای کشورهایی که در پی تأسیس زنجیره‌های تأمین مستقل هستند، ترسیم می‌کند.

بنا بر گزارش CSIS، چین ۷۰ درصد کل استخراج و ۹۳ درصد فرآوری عناصر خاکی کمیاب را در کنترل خود دارد. پنج عنصر جدیدی که پکن صادرات آن‌ها را محدود کرد، اهمیت استراتژیکی برای تولیدکنندگان کالاهای دانش‌بنیان دارند؛ از نیمه‌هادی‌ها و انواع تراشه‌ها گرفته تا پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارها. همین عامل، دونالد ترامپ را مجاب کرد که به فوریت به دیدار شی جین پینگ برود. شواهد حاکی از آن است که انحصار چین بر این فلزات، به‌شدت بر ساخت جنگنده‌های F35، زیردریایی‌های پیشرفته ویرجینیا و کلمبیا، موشک‌های تاماهاوک، پهپادهای پریدیتور و سیستم‌های راداری تأثیر منفی می‌گذارد. بازگشت آمریکا به میز مذاکره، به وضوح نشان داد که معدن تا چه اندازه در اقتصاد نوین جهان حیاتی است؛ این رویداد، درکی جدید از نقش بخش معدن به عنوان «عامل تغییردهنده بازی» در صحنه اقتصاد سیاسی بین‌الملل ارائه کرد.

قدرت سلاح کمیاب

ایالات متحده، که با اقدام متهورانه‌ی چین در وضع محدودیت بر عناصر خاکی کمیاب، قافیه را در «بازی معدن» به رقیب شرقی خود باخته بود، در دو هفته‌ی گذشته از تهدید چین دست نکشید. اما زمانی که متوجه شد این تهدیدها بی‌اثر است، تسلیم شد و به میز مذاکره بازگشت. این موضوع ثابت کرد که پکن بسیار هوشمندانه‌تر از رقیب غربی خود بازی می‌کند. به این معنا که چین با استفاده از سلاحی کمیاب و استراتژیک، رنگی تازه به سیاست خارجی خود در قبال آمریکا داده است.

ترامپ، که با ایده‌ی صلح‌سازی از طریق قدرت خشن نظامی تمام قواعد بین‌الملل را نقض کرده است، در مواجهه با شیوه‌ی چین در «جنگ تعرفه‌ها» کاملاً سردرگم شده و مسیر اعمال زور بیشتر را بسته می‌بیند. واقعاً چه قدرتی در دل فلزات کمیاب نهفته است که چنین طوفانی در روابط بین‌الملل به پا کرده است؟ پاسخ روشن است: قدرت نرم.

جوزف نای، اندیشمند برجسته‌ی آمریکایی، سال‌ها پیش در کتابی به همین نام، سعی کرد از مفهومی تازه پرده‌برداری کند که در کنار توان نظامی، به کشورها برای نقش‌آفرینی در صحنه بین‌الملل وزن می‌دهد. اقتصاد یکی از اهرم‌های اصلی قدرت نرم است که با حفاظت از حریم کشورها، فضای مانور لازم برای ورود به بازی‌های پیچیده بین‌المللی را مهیا می‌کند.

زنجیره‌های ارزش جهانی که سال‌ها با هدف نزدیک‌سازی منابع، نیروی کار و سرمایه، هرگونه مرز و مانعی را درنوردیده بود، اکنون در نتیجه‌ی درک تازه‌ی قدرت‌ها از توان نرم خود، در حال بازتعریف شدن هستند. در این دوره‌ی جدید، چین دیگر صرفاً «کارخانه جهان» نیست؛ پکن می‌تواند به جای تأمین نیاز کشورهای دیگر، از جمله آمریکا، برای فروش محصولات خود قاعده بگذارد. انحصار بی‌نظیر چین بر عرصه‌ی فلزات کمیاب و عناصر خاکی، که در تولید تراشه، توربین، باطری‌های الکتریکی، جنگ‌افزار نظامی و ادوات فضانوردی کاربرد دارند، سبب شده تا این کشور یک برگ جدید مقابل آمریکا رو کند.

این برگه در حالی متکی بر قدرت نرم چین است که آمریکا به‌رغم قدرت سخت نظامی، توانی برای مقابله با آن ندارد و دست آخر به یک توافق تجاری جدید تن می‌دهد. بر همین مبنا می‌توان ادعا کرد که عصر جدیدی در روابط بین‌الملل ظهور کرده است و فاکتورهایی ورای قدرت سخت، اعتبار ملی کشورها را افزایش می‌دهند. معدن یکی از همین فاکتورهاست که آنقدر قدرت داشت تا ترامپ را پای میز مذاکره بیاورد و «شاه دیوانه» را مجبور به تعامل کند.

چشم‌انداز قدرت‌یابی ایران

از آنجا که ایران حجم قابل توجهی از مواد معدنی و کانسار‌های غنی را در بطن خود نهفته دارد و از قدرت ذهنی بالایی در جامعه دانشگاهی برخوردار است، ورود به فاز تولید عناصر نادر خاکی می‌تواند یکی از گام‌های بلند ایران به سمت تحقق اهداف خود در بخش معدن باشد.

عارضه‌ی بزرگ بخش معدنی ایران که سال‌ها ما را آزرده و موجب جدال‌های بی‌سرانجام در صحنه سیاست‌گذاری شده، مسئله‌ی ارزش پایین صادرات مواد و محصولات معدنی است؛ موردی که دقیقاً با ورود ایران به فاز تولید عناصر نادر خاکی قابل تغییر خواهد بود.

ایران در صورت ورود به این بازی قادر است همزمان با افزایش چشمگیر درآمدهای ارزی، یک برگ جدید برای بازی در صحنه بین‌الملل بیابد و با غور در مفهوم قدرت نرم، جایگاه تازه‌ای در نظام جدید جهان برای خود تعریف کند. بنابر همین بینش، روشن است که بخش معدن دیگر نه یک زمین بازی صرفاً اقتصادی و ساده، بلکه حوزه‌ای جذاب برای رسیدن به مرزهای دانش و فناوری و درنوردیدن سطوح رفاه ملی است. این یعنی با پتانسیلی که کشور در زمینه مواد معدنی دارد، می‌تواند نه فقط موتور رشد اقتصادی، که نیروی محرکه قدرت‌یابی در افق ۲۰۵۰ باشد.

برای نیل به این هدف بزرگ، ضروری است سیاست‌گذاران کشور با تعریف درست زمین بازی، راه را برای بالفعل شدن استعدادهای ذاتی کشور باز کنند. بالفعل کردن این قدرت، صرفاً توسعه بخش معدن نیست؛ بلکه عبور از دروازه‌ی طلایی فناوری‌های لبه برای افزایش همزمان قدرت و ثروت ملی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *